تبليغاتX
مزامیر
شعر محسن نيك نام

موجِ جنون سرمی زند صحرا به صحرا

انگار دریا می گذارد پا به صحرا

 

اینسان که دل دل می کند در پای ساحل

پیداست حسرت می برد دریا به صحرا

 

دریا به چشم او سرابی بیشتر نیست

لب تشنگی برده است دریا را به صحرا

 

در دجله می اندازد امشب ماه خود را

تا ایزدش مِهری دهد فردا به صحرا

 

دریا به صحرا اقتدا می کرد و یک یک

ایمان می آوردند ماهی ها به صحرا

 

یک روز خورشیدی به خون غلتید و شبها

آشفته باشد تا همیشه خوابِ صحرا

 

بوی شقایق های پرپر بوی عشق است

دلهای ما را می کشاند تا به صحرا

 

محسن نيكنام    

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 7:50  توسط محسن نیکنام  | 

خودی ، غیرخودی ، نُخودی ، بیخودی !

 

تجربه کم رنگ بنده کمترین در حضور کم رنگتری که درچند جشنواره شعر داشته ام ؛ یک قسم دسته بندی را از شرکت کنندگان در ذهن من ایجاد کرده است . آن دسته بندی که پیش از این سیاسی – اجتماعی بود و اینک جشنواره ای است عبارت است از چهار دسته : خودی ، غیرخودی ، نُخودی ، بیخودی ! .

گردانندگان جشنواره ها اعم از برگزارکنندگان و داوران نه تنها با این دسته بندی مشکلی ندارند که جشنواره را هم از آغاز تا پایان براساس آن پیش می برند . چنانچه می توان تکلیف سه گروه دیگر را از خودی ها در آغاز جشنواره یعنی فراخوان روشن کرد ، این اتفاق تا پایان که توزیع جوایز است کشیده می شود . واین طبیعی است تا با بالا رفتن آمار و اعتبار جشنواره ، سراسری و رقابتی بودن آن نیز مطرح شود .

امّا این دسته بندی چگونه است .:

دسته ای هستند که به دلابل میمون و غیر میمون از جمله شناخته شدن ، شناخت دیگران ، تجربه اندوزی ، محک خوردن ، جوایز ، تبلیغات و ... برای اولین مرتبه ها در جشنواره ها شرکت می کنند . این گروه از آنجاییکه انتخاب نشدنشان را خود و یا گردانندگان جشنواره ها به حساب یکی از دلایل حضورشان می گذارند ؛ راحت ترین گروه برای حذف از طرف گردانندگان هستند . از این حیث این دسته عنوان بی خودی را به خود می گیرند .

گروه دیگری که به رغم حضور همیشگی شان در جشنواره ها هیچگونه داعیه ی انتخاب شدن را ندارند و جز به حضور در مراسم به چیزی فکر نمی کنند را گروه نُخودی می نامند. این گروه همیشه به مُرادشان رسیده اند و برای خود نامی دست و پا کرده اند و در حاشیه جشنواره پاتقی راه می اندازند طوری که حضور همیشگی و عدم سرخوردگی و اعتراض آنها از انتخاب نشدن ، توهماتی را نیز در اذهان تداعی می کند که از آن می گذریم . بنابراین گردانندگان با دعوت از آنان ، دیگر مشکلی با آنها ندارند و آنها نیز مشکلی برای کنگره ایجاد نمی کنند . از این روست که به این دسته خنثی ؛ نُخودی می گویند .

امّا دو گروه خودی و غیرخودی

باتوجه به محدود بودن دست اندرکاران و محدویت بیشتر داوران به چند نفر ، تمایز و تشخیص خودی از غیرخودی به هیچ روی برای گردانندگان مشکل نخواهد بود . چراکه شناخت شاگردان و ارادتمندان و دوستان و آشنایان و سفارش شدگان و ... از آثاری که مکرر به سمع ونظر برگزارکنندگان و داوران رسیده است کار مشکلی نیست حتی اگر تمهیدات صوری چون بی نام بودن آثار و کدگذاری و ... اعلام شود. این امر بدون اینکه اتهامی را متوجه کسی کند بدلیل محدودیتی که گفته شد ، اجتناب ناپذیر است . تنها چیزی که بعضاً برای برگزارکنندگان و داوران مخاطره آمیز بوده است ؛ نحوه ی حذف غیرخودی هاست. این خطیر گاه به دوش داوران و گاه به دوش برگزارکنندگان گذاشته شده است تا درصورت انتقاد از یکی ؛ گناه به گردن دیگری گذاشته شود . گاهی هم چون جشنواره شبهای شهریور که اخیراً برگزار شد والبته این حقیر درآن شرکت نداشتم ؛ برگزارکنندگان و داوران مشترکاً این مهم را عهده دار می شوند که در مورد مذکور نه تنها از عهده آن برنیامدند که اظهار نظرها و کامنتهایشان شاهد مثالی است برآنچه که این نوشته برآن تأکید دارد .

جالب اینجاست که زمان برگزاری جشنواره ی بعدی برگزارکنندگان و داوران آن انتقادات شدید علیه همدیگر و آن برائت جستن از کاری که شده و تحریم کردن ها را به دست فراموشی سپرده و با شدّت وحدّت و وحدت جشنواره را به همان سبک و سیاقی که وصف آن رفت به پیش می برند .

 

 محسن نیکنام

 

مطالب مرتبط :

در حاشیه بر گزاری آخرین جشنواره های شعر

چیزی شبیه یک تذکر

شبهای شهریور

مناجات نامه

شاید امید

شبهای آذر

تیشه به دستان آگاه !

یه قل دوقل - شعر طنز

روزگار غریبی است

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 13:12  توسط محسن نیکنام  |